عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
موضوعات سایت
  عکسهای دیدنی
تعداد اخبار : 72 مورد
  شیرینی و کیک
تعداد اخبار : 5 مورد
  خنده و تفریح
تعداد اخبار : 46 مورد
  خبرهای داغ
تعداد اخبار : 68 مورد
  داستانهای خواندنی
تعداد اخبار : 78 مورد
  مطالب حکیمانه
تعداد اخبار : 127 مورد
  دانستنیهای تاریخی
تعداد اخبار : 1 مورد
  دانستنیهای علمی مطالب
تعداد اخبار : 95 مورد
  زناشویی
تعداد اخبار : 28 مورد
  اس ام اس های عارفانه
تعداد اخبار : 6 مورد
  آرایش مووصورت
تعداد اخبار : 22 مورد
  عکسهای حیوانات
تعداد اخبار : 2 مورد
  عکسهای ورزشی
تعداد اخبار : 1 مورد
  عکسهای خوانندگان
تعداد اخبار : 0 مورد
  آقایون داخل شوند
تعداد اخبار : 12 مورد
  شعرهای زیبا
تعداد اخبار : 24 مورد
  عکسهای عاشقانه
تعداد اخبار : 8 مورد
  اس ام اسهای عشقولانه و
تعداد اخبار : 11 مورد
  مدلهای شلوار
تعداد اخبار : 2 مورد
  مدل لباس عروس
تعداد اخبار : 0 مورد
  مدل لباس
تعداد اخبار : 0 مورد
  کلیپ کوتاه موبایل
تعداد اخبار : 0 مورد
  بازیگران اروپائی
تعداد اخبار : 2 مورد
  درد دل نویسنده
تعداد اخبار : 4 مورد
  غذای لذیذ
تعداد اخبار : 15 مورد
  پزشکی و سلامت
تعداد اخبار : 12 مورد
10 خبر برتر سایت
نام خبربازديد

شام آخر

لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد: می‌بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می‌کرد. کار را نیمه‌تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانیش را پیدا کند. روزی در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.
 
 
 کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده‌پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.
گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند: دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه وخودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه‌برداری کرد. وقتی کارش تمام شد، گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده‌ام. داوینچی با تعجب پرسید: کی؟ سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که دریک گروه همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی ازمن دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم. (پائولو کوئیلو - برگرفته از کتاب شیطان و دوشیزه پریم)
 




کلمات کليدي : شام آخر
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 توسط mohammad  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 عشق و ازدواج  [يكشنبه، 13 تير ماه ، 1389]
 سخنان آموزنده از گابریل گارسیا ماکز  [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389]
 برگی از یک نوشته : چند پند آموزنده ...!  [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389]
 يك همچو برادري  [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389]
 سوتی  [جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389]
 گدای نابینا  [سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388]
 زندگي نوشيدن قهوه است  [سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388]
 کودک و خدا  [سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388]
 ایستگاه استجابت دعا  [سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388]
 عشق برای تمام عمر  [دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : kud46gir
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

مطالب حکیمانه